تبليغاتX
لطفا هزینه ی خوندن مطالب خوب رو بپردازید ، حداقل قیمت برای مطلبی که از اون خوشتون اومد = یک نظر در اون مطلب بچه های دامپزشکی 88 اهواز
WWW.DVM88.IR

هر دهه در آمريكا كتابي بنام ( اشتباهات بزرگ ) چاپ ميشود .

 از خاطرات رئيس سازمان ناسا ی آمريكا كه در اين كتاب ثبت شده  اين  است كه وقتي فضانوردان از جو زمين خارج ميشدند، به علت عدم وجود جاذبه قادر به نوشتن گزارش نبودند.  زيرا جوهر خودكار يا خودنویس بر روي كاغذ اثري نمي گذاشت .

در سال 1968 رئيس سازمان ناسا تصميم گرفت اين مشكل را حل كند و از تمام شركتهاي تجاري و پژوهشي دعوت به همكاري كرد . سرانجام پس از 5/8 ماه زمان و حدود 11 ميليون دلار سرمايه گذاري يك شركت پژوهشي موفق شد قلمي را بسازد كه در تمامي شرايط جوي از قبيل زيرآب ، در فضا ، در سرماي شديد ،گرماي شديد و خلاصه در تمامي شرايط قابل استفاده باشد .

زماني كه اين محصول رونمايي شد وجشني در اين خصوص گرفته شد، تلگرافي از طرف سازمان فضايي روسيه به دستشان رسيد با اين متن : كار بسيار خنده داري انجام داده ايد. ما چندين سال است براي ثبت اطلاعات در فضا از مداد استفاده ميكنيم .

 رئيس وقت ناسا بعداز رسيدن اين تلگراف 4 ماه دفتر پژوهشي سازمان تعطيل شد . او علت شكست و اشتباه در اين مورد را تمركز بر روي مشكل معرفي كرده است.   روس ها بر روي راه حل تمركز كرده بودند.

+ نوشته شده در  شنبه 26 شهریور1390ساعت 8:6 بعد از ظهر  توسط بشری | 

باسپاس فراوان از دوستانه اهوازی که برای ما غیره اهوازی ها انتخاب واحد کردند...

انشاالله آموزش در آینده ی نه چندان دور(!) پیشرفت بکنه و بتونیم از راه دور هم انتخاب واحد بکنیم... 

+ نوشته شده در  سه شنبه 22 شهریور1390ساعت 1:34 بعد از ظهر  توسط بشری | 

+ نوشته شده در  دوشنبه 14 شهریور1390ساعت 5:21 بعد از ظهر  توسط بشری | 

گاه یک تصویر چقدر زیبا می تواند، مفاهیمِ عمیق فلسفی و معرفت شناسی را نشان دهد.

نظریه «عینک ذهن» کانت، همه تلاشش را کرده تا همین نکته کاریکاتور را توضیح دهد

قصه ی این کرگدن، قصه ی ماست؛

ما شاخی جلوی چشمانمان نداریم که با آن، همه جهان را در دو طرفِ یک شاخ ببینیم

اما ذهنمان پر است از پیشفرض ها و پیش داوری ها...

همه ما تصور می کنیم که بی طرفانه قضاوت می کنیم و منطبق با واقع

مثلِ همین کرگدنِ رئالیست!

مثل او تصور می کنیم، که میانِ همه جهان شاخی است زیبا

و جهان دو نیمه است: نیمی این سوی شاخ، نیمی آن سوی شاخ

غافل از اینکه به ذهنمان عینکی است، نادیده!

قضاوت، کار سختی است...

قضاوت در هر کاری... 

+ نوشته شده در  دوشنبه 31 مرداد1390ساعت 11:30 بعد از ظهر  توسط بشری | 

ادامـــــــــــه ی مـــطـــلـــب
+ نوشته شده در  شنبه 29 مرداد1390ساعت 12:7 بعد از ظهر  توسط بشری | 

روزی یک مرد روحانی به خداوند گفت: 'خداوندا! دوست دارم بدانم اهل  بهشت و جهنم چگونه اند ؟'

خداوند او را به سمت دو در هدایت کرد و یکی از آنها را باز کرد، مرد نگاهی به داخل انداخت، درست در وسط اتاق یک میز گرد بزرگ وجود داشت که روی آن یک ظرف غذا بود، که آنقدر بوی خوبی داشت که دهانش آب افتاد، افرادی که دور میز نشسته بودند بسیار لاغر مردنی و مریض حال بودند، به نظر قحطی زده می آمدند، آنها در دست خود قاشق هایی با دسته بسیار بلند داشتند که این دسته ها به بالای بازوهایشان وصل شده بود و هر کدام از آنها به راحتی می توانستند دست خود را داخل ظرف خورش ببرند تا قاشق خود را پر کنند، اما از آن جایی که این دسته ها از بازوهایشان بلندتر بود، نمی توانستند دستشان را برگردانند و قاشق را در دهان خود فرو ببرند. مرد روحانی با دیدن صحنه بدبختی و عذاب آنها غمگین شد، خداوند گفت: 'تو جهنم را دیدی، حال نوبت بهشت است'، آنها به سمت اتاق بعدی رفتند و خدا در را باز کرد، آنجا هم دقیقا مثل اتاق قبلی بود، یک میز گرد با یک ظرف غذا بر روی آن و افرادی که دور میز نشسته بودند. آنها نیز مانند اتاق قبل قاشق های دسته بلندی داشتند، ولی به اندازه کافی قوی و چاق بودند، می گفتند و می خندیدند.

آنها نیز مشکل قاشق بلند را داشتند اما این مشکل را به بهترین نحو حل کرده بودند. آنها با قاشق‌های بلندی که به دهانشان نمی‌رسید غذا در دهان هم می گذاشتند. اینها یاد گرفته بودند که به یکدیگر غذا بدهند، در حالی که آدم های طمع کار اتاق قبل تنها به خودشان فکر می کنند!'

همه پیامبران این جمله را بیان داشته اند که یکدیگر را دوست داشته باشید، با همنوع خود مهربان باشید، همسایه خود را دوست بدارید، زیرا که هیچ کس به تنهایی وارد بهشت خدا (ملکوت الهی) نخواهد شد.


+ نوشته شده در  سه شنبه 25 مرداد1390ساعت 1:19 بعد از ظهر  توسط بشری | 

این هم مطلب علمی ! ! !


ادامـــــــــــه ی مـــطـــلـــب
+ نوشته شده در  سه شنبه 18 مرداد1390ساعت 0:14 قبل از ظهر  توسط بشری | 

روزی از دانشمندی ریاضیدان  نظرش را درباره زن و مرد  پرسیدند.

جواب داد:

اگر زن یا مرد دارای ( اخلاق) باشند پس مساوی هستند با عدد یک =1

اگر دارای (زیبایی) هم باشند پس یک صفر جلوی عدد یک میگذاریم =10

اگر (پول) هم داشته باشند دوتا صفر جلوی عدد یک میگذاریم =100

اگر دارای (اصل و نصب) هم باشند پس سه تا صفر  جلوی عدد یک میگذاریم =1000

ولی اگر زمانی عدد یک رفت (اخلاق) چیزی به جز صفر باقی نمی ماند و صفر هم به تنهایی هیچ نیست ، پس آن انسان هیچ ارزشی نخواهد داشت.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 12 مرداد1390ساعت 1:39 بعد از ظهر  توسط بشری | 

داستانی که در زیر نقل می شود یک داستان کاملا واقعی است که در ژاپن اتفاق افتاده است :

شخصی مشغول تخریب دیوار قدیمی خانه اش بود تا آن را نوسازی کند. (توضیح اینکه منازل ژاپنی بنابر شرایط محیطی دارای فضایی خالی بین دیوار های چوبی هستند.) این شخص در حین خراب کردن دیوار در بین آن مارمولکی را دید که میخی از بیرون به پیش فرو رفته بود .دلش سوخت و یک لحظه کنجکاو شد . وقتی میخ را بررسی کرد خیلی تعجب کرد ! این میخ چهار سال پیش ، هنگام ساختن خانه کوبیده شده بود !

اما براستی چه اتفاقی افتاده بود ؟ که در یک قسمت تاریک آن هم بدون کوچکترین حرکت ، یک مارمولک توانسته بمدت چهار سال در چنین موقعیتی زنده مانده ! چنین چیزی امکان ندارد و غیر قابل تصور است . متحیر از این مساله کارش را تعطیل و مارمولک را مشاهده کرد. در این مدت چکار می کرده ؟ چگونه و چی می خورده ؟ همانطور که به مارمولک نگاه می کرد یک دفعه مارمولکی دیگر ، با غذایی در دهانش ظاهر شد !

مرد شدیدا منقلب شد ! چهار سال مراقبت . واقعا که چه عشق قشنگی ! یک موجود کوچک با عشقی بزرگ ! عشقی که برای زیستن و ادامه ی حیات ، حتی در مقابله با مرگ همنوعش او را دچار هیچگونه کوتاهی نکرده بود !

اگه موجودی به این کوچکی بتونه عشقی به این بزرگی داشته باشه پس تصور کنید ما تا چه حد می توانیم عاشق همدیگه باشیم و شاید هم باید پایبندی را از این موجود درس بگیریم ، البته اگر سعی کنیم خیلی بهتر از اینها می توانیم چرا که باید به خود آییم و بخواهیم و بدانیم ، ‏که انسان باشیم .

+ نوشته شده در  سه شنبه 4 مرداد1390ساعت 5:16 بعد از ظهر  توسط بشری | 

گویند روزی دزدی در راهی، بسته ای یافت که در آن چیز گرانبهایی بود و دعایی نیز پیوست آن بود. آن شخص بسته را به صاحبش برگرداند.

 او را گفتند : چرا این همه مال را از دست دادی؟

گفت: صاحب مال عقیده داشت که این دعا ،مال او را حفظ می کند و من دزد مال او هستم  نه دزد اعتقاد او. اگر آن را پس نمی دادم و عقیده صاحب آن مال ، خللی می یافت آن وقت من، دزد باورهای او نیز بودم و این کار دور از انصاف است.

+ نوشته شده در  دوشنبه 3 مرداد1390ساعت 12:13 بعد از ظهر  توسط بشری | 
شما هم با این عکس ها خاطره ای دارید؟؟

  

 


ادامـــــــــــه ی مـــطـــلـــب
+ نوشته شده در  دوشنبه 27 تیر1390ساعت 3:42 بعد از ظهر  توسط بشری | 
 
اول وبلاگ
پروفایل وبلاگ
رایانامه!!!
آرشیو
سر خط مطالب
لوگوی dvm
فضایی جهت لحظه ای با هم بودن

دسترسی سریع
برنامه ی ترم شیش!
لیست نمرات اعلام شده ی آموزش
فرم ارسال پیام خصوصی
انتخاب واحد و ارزشیابی اساتید
اتوماسیون تغذیه
مشاعره
آلبوم عکس
آرشیو پیوندهای روزانه
بایگانی مطالب
بهمن 1390
دی 1390
آذر 1390
آبان 1390
مهر 1390
شهریور 1390
مرداد 1390
تیر 1390
خرداد 1390
اردیبهشت 1390
فروردین 1390
اسفند 1389
بهمن 1389
دی 1389
آذر 1389
آبان 1389
مهر 1389
شهریور 1389
مرداد 1389
تیر 1389
خرداد 1389
اردیبهشت 1389
فروردین 1389
اسفند 1388
آرشیو موضوعی
اصلاحیه ی جزوات
انتقاد نامه
این چند نفر
طنز
مطالب علمی
مسابقه
آهنگها
شعر
تیم نویسندگی
هیئت مدیره
30مین
V O V
باد
بشری
مبین
مجتبی ن
مجهول
محسن آ
محسن ب
محیا
نیما
یاشار
لینک بازار
اطلس آنلاین بافت شناسی
کتابخانه مرکزی
دامپزشک آبی
دامپزشکی
دامپزشکی 88 شیراز
دامپزشکی 88 شیراز
دامپزشکان ورودی 88 زابل
دامپزشکی 88 رازی
دامپزشکی 88 ارومیه
دامپزشکی 88 فردوسی
دامپزشکی 86 چمران
دندانپزشکی 88 رفسنجان
دانشجوي دامپزشكي
دامپزشکی آزاد بابل
داروسازی 88 جندی شاپور
دامپزشکی 88 شهرکرد
دامپزشکی دانشگاه تهران
وبلاگ آموزشی دانشجویان دامپزشکی
دامپزشکی 89 همدان
دامپزشکی 89 زابل
سایت دامپزشکان برتر
بچه هاي مهر٨٩دانشكده خودمون
بچه هاي بهمن89دانشكده خودمون
دامپزشكي 88 تبريز
دامپزشکی بهمن 89 فردوسی
تشخیص آنلاین بیماری های دام
اطلس آنلاین باکتری
بچه های علوم دامی 88 فردوسی
مجله دامپزشکی
دامپزشکی مهر90 زابل
بچه های مهر90دانشکده خودمون
 

 RSS

ویرایش قالب بلاگفا توسط تیم فنی
DVM88

كد تقويم



برای نمایش تصاویر گالری كلیك كنید


دریافت كد گالری عكس در وب