![]() |
![]() |
|
| WWW.DVM88.IR |
|
امتحان دادیم!
انتخاب واحد کردیم! نمره ها رو هنوز نگرفتیم! خدا وکیلی دانشگاهه داریم؟؟!! |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 13 بهمن1390ساعت 7:28 بعد از ظهر توسط V O V |
|
|
چند وقته که تو فیس بوک گروهی تحت عنوان dvm88 ایجاد شده و شروع بکار کرده. اون بچه هایی که عضو فیس بوک هستن تا جایی که مقدور بود به عضویت گروه در اومدن. بدینوسیله از بچه هایی که توی fb اکونت دارن دعوت میشه بیان اونجا ، مشتاقانه منتظر like ها status ها و comment های شما هستیم. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 13 بهمن1390ساعت 7:24 بعد از ظهر توسط V O V |
|
|
بسمه تعالی جناب آقای دکتر نمک ، ریاست محترم قلب دانشجویان نمک دوست بدینوسیله بازگشت پیروزمندانه و غرور آفرین شما را به سر سفره ی غذای دانشجویان (میزهای سلف) تبریک عرض کرده و از خداوند منان توفیق روزافزون شما را خواستاریم. من ا... توفیق جمعی از دانشجویان نمک دوست |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1 آذر1390ساعت 12:50 بعد از ظهر توسط V O V |
|
|
به دستور دکتر راضی جلالی نمکدون های سلف جمع آوری شدن! آخه نه همه چیمون خوبه! تنها معضل دانشجوهای ما مصرف نمک بود که بحمدالله این معضل نیز برطرف شد! آخه مرد مومن این چه کاریه!؟ اگه میخوای تغذیه ی دانشجو رو اصلاح کنی فک کنم از دید پزشکی اول باید نوشیدنی های سلفو جمع میکردی بعدشم اجازه ی طبخ فست فود تو دانشگاه رو نمیدادی! البته ما دانشجو ها معتقدیم که باید بذارید خودمون تعیین کنیم که چی بخوریم و چی نخوریم!!! |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 10 آبان1390ساعت 4:54 بعد از ظهر توسط V O V |
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 9 مهر1390ساعت 12:29 بعد از ظهر توسط V O V |
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 31 شهریور1390ساعت 5:56 بعد از ظهر توسط V O V |
|
|
طبق اطلاعیه ی قوه ی قضائیه ی کلاس : با تلاش طاقت فرسای سربازان گمنام DVM88 ؛ سران فتنه ی کلاس شب گذشته در حین تشکیل جلسه جهت طراحی فتنه ی جدید دستگیر شدند!! دادگاه حریم و پایدار فردا به طور علنی بر روی وبلاگ برگزار خواهد شد گفتنیست گوشه هایی از جلسه ی بازجویی آن ها نیز فردا جهت روشن شدن افکار عمومی در جلسه ی دادگاه نمایش داده خواهد شد!!! |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 30 شهریور1390ساعت 12:22 بعد از ظهر توسط V O V |
|
|
امروز با پایدار یه سر اومدیم دانشگاه ، با اتفاقاتی که رخ داد فهمیدیم که چقد به هم میایم (خودتون بفهمید که چیمون به چیمون میاد!!!)
سکانس اول از در معاونت رفتیم تو ، کسی از برادرا نبود! رفتیم تا نزدیک اداره سکونت بعد یکی از پشت صدا کرد!!! پایدار : یعنی کی میتونه باشه این موقه ی شب!! إإإ برادر عزیزمونه!!! مارو برگردوند تا دم در ، بعد ما کارت بی مصرفای دانشجوییمون رو نشون دادیم بعد رفتیم مرحله بعد!!! برادر : کجا میرید؟ ما : اداره سکونت برادر : بعد کجا میرید؟ ما : دامپزشکی برادر : دامپزشکی چکار دارید؟ ما : با آموزش کار داریم برادر : آموزش که تعطیله!! ما : از فردا انتخاب واحدای دانشگاه شروع میشه مگه میشه آموزش نیاد!! برادر : اون فرداست! امروز تعطیله!! ما : میخوایم کد درسا رو ور داریم از رو برد و برنامه رو ببینیم! برادر : باشه برید. کی برمی گردید؟!! ما : 5 دقیقه کار داریم بعد میایم برادر : باشه برید پایدار : بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــوق (به دلیل رکیک بودن ناسزا از درج آن معذوریم!!!) سکانس دوم اداره سکونت رفتیم تو 15 نفر جلو کولر خودشونو باد میزدنو چای میخوردن حریم : پایداری اشتباه اومدیم اینجا قهوه خونست!!!! پایدار : نه اینا عادیه (همون قضیه ی به هم اومدن) پایدار : سلام روزتون بخیر ، دوتا سوال داشتم! 1) خوابگاه ها چه تاریخی باز میشن؟! مشتری اول قهوه خونه : بعد انتخاب واحد! حریم [تو دلش] : انتخاب واحد که فرداست!!! مشتری دوم که ندای دل حریم رو شنید بلافاصله گفت : اول مهر پایدار : آموزش گفته کلاسا از 26ام شروع میشه مشتری دوم [با نگاهی دیپلم اندر دکترانه!] : یعنی شما 26ام میاید؟؟!! پایدار [پس از غلبه بر شوکه وارده] : من که همین الانشم اومدم!!! مشتری سوم : هرکی اومد، بیاد ما بش خوابگاه میدیم پایدار : خـــــــــــــــب ؛ سوال2) خوابگاه پسرای 88 کجاست؟! مشتری چهارم : معلوم نیست حریم : بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــوق (به دلیل رکیک بودن ناسزا از درج آن معذوریم!) پایدار با قلبی مالامال از اندوه و سوالاتی بی پاسخ در ذهنش از سکونت خارج میشود!! 1)بودجه ی چای سکونت چقدر است؟!! 2)آموزش راست میگه یا سکونت...مسأله این است!!! 3)توی این 3 ماه نمیشد خوابگاه ها مشخص بشه؟!! 4) وجداناً اول مهر که تعطیله... ما از کی بپرسیم؟ 5) اصلا تو این مملک* کی به کیه؟؟؟!!! سکانس سوم در اصلی دانشگاه حریم و پایدار که قرار بود با خ.الیاسی وارد دانشگاه بشن ، بار دیگر مورد بازخواست برادری دیگر واقع شدند؟؟ برادر : کارت تردد ماشین خواهر الیاسی : بفرمایید برادر برادر [پس نگاه سیکل اندر دکترانه به ما] : این برادرا چین؟ کارتشون کو؟ ما : بفرمایید کارت (بر وزن بفرمایید شام) برادر [پس از نگاه نهضت اندر دکترانه به کارت دانشجویی ها] : اینا که با شما نسبتی ندارن!!! ماها : همکلاسی هستیم دیگه!!! برادر [با حالت گشت ارشادانه] : نه نمیشه! برادرا باید پیاده شن!! در حالی که ما پیاده شده بودیم و با چشمانی که از تعجب به اندازه ی هلشتاین شده بود سوالات ذهن پایدار 1)اگه ما با همکلاسیمون نمیتونیم وارد شیم پس چرا تو کلاسمون بینمون پرده نکشیدن! 2)به برادر چه که ما چه نسبتی داریم؟!! اصلا اگه میگفتم دختر داییمه چکار می خواست کنه؟؟!! 3)اصلا این کارت تردد این همه ماشین که داشتن داخل میرفتن مگه باطل نشده؟ حریم [با شنیدن سوالات ذهن پایدار] : اوسکل... اینا کارمندان!! پایدار : شاسکولِ من ... کارمند؟ ساعت 9؟ حریم : خب همه چیمون باید به هم بیاد دیگه!!!! دل خوش سیری چند؟!؟!؟ |
|
+ نوشته شده در
شنبه 19 شهریور1390ساعت 9:58 قبل از ظهر توسط V O V |
|
|
فلش بکی به ترم گذشته:
قبل از عید استاد : بچه ها بیاید هورمونا رو امتحان بدید. بچه ها : شما برو ؛ ما مذاکره میکنیم نتیجه ی مذاکره : استاد جون مادرت بعد عید امتحان بگیر. استاد : باشه ولی بعد عید مبحثارو بیشتر می کنما! بچه ها: تا بعد عید خدا کریمه. شاید این جمعه بیایدو کار به بعد عید نکشه!! پایدار : فیلم داره اکشن میشه. ایول بذار تخمه بگیرم بعد ادامه بده . . . بعد عید بچه ها : آقا ، جمعه ها رفتنو منجی ما نیمد. چکار کنیم؟ اون یکی بچه ها : انگار آقا حالا حالا ها نمی خواد بیاد! کاری نداره کلاً لغوش میکنیم. اتاق استاد بچه ها : استاد جون مادرت (به ساز ما) برقص! میدونیم خیلی گلی همینو بس! جون مادرت برقص! استاد : ** شدیم! برید حال کنید! امتحان کنسل. استاد تو دلش : آخر ترم یه بلایی سرتون بیاد که . . . آخر ترم نیاز به توضیح نیست ، هممون میدونیم چه بلایی سرمون اومد نتیجه ی اخلاقی : اول ترم بعد نماینده (ها) با استادا صحبت کرده و بعدش برای تک تک درسا میان ترم میذارن. اگر نذاشتن باید یک ترم vov رو تحمل کنن از ما گفتن. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 19 تیر1390ساعت 10:37 قبل از ظهر توسط V O V |
|
|
هی میگم علی یواش هی علی یواش یواش با استاد اینجوری نباش با استاد اینجوری نــــــــــــــــــــباش چرا دوس داری همرو بامون لج کنی؟! ترم قبل رشیدی هفته ی قبل محمدیان این هفته هم که غریبی تو درس میخونی آخر ترم نمره میاری ؛ منو امثال من تمام امیدمون نمره ایه که شاید استادا بدن که با این کارات ماها باید یه ترم دیگه مهمون این اساتید گرامی باشیم من جزوه مینویسم برات میارم تو فقط سر کلاس نیا!!!!!!! پایدار : حالا اومدیَم اشکال نداره فقط یه چسب به صورت ضربدری رو دهنت بزن بعد بیا!!!
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1 خرداد1390ساعت 2:14 بعد از ظهر توسط V O V |
|
|
جون مادراتون يه فكري به حال ما بكنيد.
آقا گوشي بنده خدا زنگ خورد كه خورد تو مگه وقت اضافه داري كه يه ساعت نشستي نصيحت ميكني!! استاداي ما (اونا که مدرک دامپزشکی دارن) هیچ کدوم گوشی خاموش نمیکنن که ما خاموش کنیم! مهمانی پس مطیع قوانین صاحبخونه باش پایدار:وقتی هممونو انداخت میفهمی مهمون کیه!!!!!!!!!
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 6 اردیبهشت1390ساعت 2:16 بعد از ظهر توسط V O V |
|
|
هرچی از اول ترم تا الان دندون رو جیگر گذاشتیمو گفتیم از کسی انتقاد نکنیم فایده نداشت ، انگار نمیشه یعنی خود سوژه ها دارن ما رو فریاد میزنن. اون از جهاد اقتصادی که نتیجش تا الان این بوده که به خاطر کاهش مصرف برق بمون پروژکتور نمیدنو مجبور میشیم بریم آمفی تئاتر ، اونم از شیر آبسرد کن تو سرسرا که برش داشتن تا دانشجو جماعت کم تر آب بخوره که خدایی نکرده پول آب زیاد نیاد ، اونم از ماست های شام سلف مرکزی که معلوم نیست از کجا میاد آخه کجای دنیا دیدید ماستو بریزن کنار بشقاب ؟!
شاهکار آخرم این استاد جدیدس که معلوم نیست از کجا اومده! اصلاً نمیدونه داره چی تدریس میکنه ، اگه زمانی که سوال میکرد فیزیو چنده بش میگفتیم آناتومی! بازم نمیگرفت که چه خبره!!! آخه مرد مومن تو مگه کارو زندگی نداری؟ مگه کلاس نداری که تا راس ساعت۱۰ بچه ها رو سر کلاس نگه میداری؟! پایدار: آخه بی عقل اینم سوالیه که میپرسی؟ اگه این آقا کلاس داشت که از دانشکده ی دیگه نمیووردنشو درس مارو بش نمیدادن! این خودش نشون میده که چقد استاد بیکاریه! نمایندگان محترم لطف کنن به این استاد بفهمونن که ما ساعت ۱۰ کلاس داریم و مثل ایشون بیکار نیستیم وگرنه عواقب این کار پای همس به جز ما! |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 30 فروردین1390ساعت 1:49 بعد از ظهر توسط V O V |
|
|
با اجازه از پایدار حریم و هری و با تشکر از تمام دوستانی که نسبت به پارازیت نامه علاقه نشون میدن خداییش تو ترم قبل اصلاً به پارازیت نامه حال ندادیدو خیلی دلسردمون کردید از همتون متشکریم ولی تو ترم قبل ما ازتون خواستیم تو جمع کردن سوژه کمکمون کنید که . . . پایدار: البته اگه دوستان خود سوژگی هم میکردند ما قبول میکردیم بعد از یه طرف آقای فتحی از سر دلسوزی هی به ما تذکر میداد که ممکنه اطرافیان د.مروتی بخاطر سوژه کردنش برامون دردسر درست کنن. چندتا دیگه از بچه ها هم همچین تذکری به ما دادن پایدار:کی؟ من؟ VOV : بذار یه بار عین آدم با مخاطبمون حرف بزنیم ، تو برو موقع پارازیت بیا ما هم اومدیم پارازیت نامه رو تبدیل به هفته نامه ای کردیم که فقط تو یه هفته بشه خوندشو بعد یه هفته از صحنه ی روزگار محو شه(با الگو برداری ازنامه های کاراگاه گجت! یه تعداد از بچه ها سوژه کردن اساتید رو از بیخ و بن محکوم کردن و برخلاف ما به سوژه سازی از بچه های کلاس اعتقاد داشتن! ما هم از اونجا که از اولین سوژه ی همکلاسی خاطره ی خوبی نداشتیم ترجیح دادیم بیشتر به حساب اساتید رسیدگی کنیم! تازه جدا از این مشکلات ، نوشتن یه متن طنز طولانی با رعایت کلی خط قرمز فقط با داشتن عنوان سوژه کلی طول میکشه ! اینا به کنار وقتی متن آماده شد حداقل باید نیم ساعت بشینی تا توی صفحه ی بلاگفا کلمات مد نظرتو کوچیک و بزرگ کنی و برای جذابیت بیشتر از اینا اضافه کنی: آخر هفته هم که میای پارازیت نامه ی جدیدو بزنی میبینی نظرات قبلیه از قلم های دست اسب کمتره! یه آه سردی میکشی و با دلسردی تمام و برای اینکه ایده ی خوبی مثل پارازیت نامه مختومه نشه میشینی با بی انگیزگی تمام یه هفته دیگه هم سوژه مینویسیو روز از نو روزی از نو! اینا رو گفتم که : 1- با گوشه ای از مشکلات و زحمات پارازیت نامه نویسان آشنا بشید و یکم تو دلتون بگید: حیوونیا! 2- بعد از اینکه دلتون سوخت یکم تحریک بشیدو واسه همکاری تو نشر این هفته نامه اعلام آمادگی کنید! ما به شدت به کمک فکری شما نیازداریم وگرنه پارازیت نامه در آینده ای نه چندان دور به یه بخش سرد تکراری بی مزه تبدیل میشه که حتی ارزش کلیک کردن روی ادامه مطلب رو هم نداره ، ما هم ترجیح میدیم که قبل از تکراری شدن پارازیت نامه سر به نیستش کنیم |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 20 بهمن1389ساعت 9:8 قبل از ظهر توسط V O V |
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 3 دی1389ساعت 0:1 قبل از ظهر توسط V O V |
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 19 آذر1389ساعت 0:1 قبل از ظهر توسط V O V |
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 12 آذر1389ساعت 0:1 قبل از ظهر توسط V O V |
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 29 آبان1389ساعت 6:51 بعد از ظهر توسط V O V |
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 21 آبان1389ساعت 0:0 قبل از ظهر توسط V O V |
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 14 آبان1389ساعت 0:0 قبل از ظهر توسط V O V |
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 7 آبان1389ساعت 0:6 قبل از ظهر توسط V O V |
|
|
اول وبلاگ پروفایل وبلاگ رایانامه!!! آرشیو سر خط مطالب |
| لوگوی dvm |
فضایی جهت لحظه ای با هم بودن
|
| دسترسی سریع |
|
برنامه ی ترم شیش! لیست نمرات اعلام شده ی آموزش فرم ارسال پیام خصوصی انتخاب واحد و ارزشیابی اساتید اتوماسیون تغذیه مشاعره آلبوم عکس آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
اصلاحیه ی جزوات انتقاد نامه این چند نفر طنز مطالب علمی مسابقه آهنگها شعر |
| تیم نویسندگی |
|
هیئت مدیره 30مین V O V باد بشری مبین مجتبی ن مجهول محسن آ محسن ب محیا نیما یاشار |